The village of Zennor lies upon the windward coast of Cornwall. The houses cling to the hillside as if hung there by the wind. Waves still lick the ledges in the coves, and a few fishermen still set out to sea in their boats.
روستاي زنور بر ساحل بادگير كرنوال قرار داشت . خانه ها در دامنه ي كوهي قرار گرفته بود كه گويي باد آنها را از آسمان آويخته است.امواج آرام بر لبه ي ساحل زبانه مي كشيد و ماهيگيران به همراه قايق هايشان عازم دريا بودند .
در روزگاران گذشته ، دريا همه چيز مردم زنور بود .به آنها ماهي براي خوردن و فروختني مي داد و جاده اي پر موج براي آنها مي ساخت تا از شهري به شهر ديگر پارو بزنند و مسافرت كنند .انها زمان را با ساعت نمي سنجيدند بلكه جزر و مد دريا زمان سنج آنها بود .ماهها و سالها با پيمودن و گذشتن شاه ماهي ها برايشان معنا پيدا مي كرد.دريا در عوض چيزهايي را نيز از آنها مي گرفت:طوفان هاي سهمگيني و ناگهاني هنگام وزش ،ماهي وماهيگير را از خشم دريا فراري مي كردند .

